تبليغاتX
شاه شمشاد قدان
خیز تا خاطر بدان ترک سمر قندی دهیم ×××کزنسیمش بوی جوی مولیان آید همی
یک دست جام می و

یک دست زلف یار

رقصی چنین

میانه میدانم آرزوست.

+ نوشته شده در  87/02/18ساعت 14  توسط نگارنده  | 

نه اعتماد بر افراط کن نه بر تفریط

میانه جو ،که همین است مذهب عرفا

زمان عمر تو ممدود باد و در گذرد

به جاه ودولت واقبال و عیش و ذوق و صفا

+ نوشته شده در  87/01/25ساعت 10  توسط نگارنده  | 

نامه یک عاشق به معشوقش یک ماه قبل از شروع زندگی مشترک و وصال:

 سلام زیبای من
به امید خدا و به پشتوانه عشقمان و کمک های پدر و مادر من و تو تا چند هفته دیگر زندگی مشترکمان را در زیر یک سقف آغاز میکنیم و میخواستم آن شعر استاد فریدون مشیری را برایت بنویسم که میگوید:
 
همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
 
نه
من به تو نمی اندیشم
 اگر بگویم به تو می اندیشم دروغ گفته ام ومن و تو قول داده ایم که هیچگاه به یکدیگر دروغ نگوییم ، من به این می اندیشم که مخارج زندگی مان را چگونه تاءمین کنم ،  هزینه های خورد و خوراک و مسکن و رفت و آمد و پوشاک را خودت بهتر از من میدانی
 نازنینم به من حق بده
که به تو نیاندیشم
که اگر تک و تنها به تو بیاندیشم
پولی نخواهیم داشت که با آن خانه اجاره کنیم و لباس بخریم و غذا بخوریم 
اما زیبای من
 
تو بمان با من تنها تو بمان
و
تو بدان این را تنها تو بدان

که فقط با وجود تو
وفقط برای وجود تو
حاضرم همهء سختی های دنیارا تحمل کنم.
 
                                                            همسرت: s.shemshad@gmail.com
                                                                              فروردين87
+ نوشته شده در  87/01/09ساعت 18  توسط نگارنده  | 

دعوت نامه شركت در جشنواره نوروزي وبلاگستان فارسي


سلام وبلاگ نويسان عزيزو دوست داشتني ايران زمين
سال نو را از صميم قلبم به شما و همه ء ملت ايران تبريك و تسليت عرض مي نمايم،‌ تبريك به دليل حلول سال نو و تسليت به دليل نامگذاري سال جديد به عنوان سال نوآوري ، خلاقيت و جهش هاي علمي .
اي مردم ، اي ملت غيور ، اي وبلاگ نويسان متعهد شما را چه شده است ؟‌ يك حركتي ،خلاقيتي ، چيزي از خودتان بروز بدهيد حتما" شما در سنوات گذشته حركت مثبت و قابل تاءملي نداشته ايد كه سال جديد را  به اين نام اسم گذاشته اند.
حال بهترين فرصت براي وبلاگ نويسان مهياست تا خودي نشان بدهند و در حاليكه همه مملكت تعطيل است نوآوري و خلاقيت و جهش راشروع بنمايند ، چه بسا تا 17 فروردين كه چرخ هاي زنگ گرفته دولت راه بيافتد شما با جهش هاي بلند قورباغه وارتان به نقطه پايان خلاقيت و ابتكار! رسيده باشيد. فلذا بشتابيد كه درنگ به هيچ عنوان جايز نبوده و چه بسا در حكم محاربه با پيشرفت هاي كشور وهمراهي با رئيس جمهور محبوب و مردمي تلقي مي شود.

جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به آدرس زیر مراجعه فرمایید:http://zangoole.com/1387/01/01/jashnvare

 

+ نوشته شده در  87/01/06ساعت 16  توسط نگارنده  | 

نوروز دمیدن روح زندگی ، شور ونشاط است در کالبد پیر زمین

و بهار سرآغاز طراوت است و نوشدن و تازگی

و چه خوب است که

 نوروز دمیدن روح پاکی ، صداقت و عشق باشد در تن انسان

و بهار سرآغاز طراوت و تحول و سیر به سوی هر آنچه نیکی است

بی گمان همانگونه خواهد شد

 اگر مابخواهیم. 

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 8  توسط نگارنده  | 

روي چمن از شكوفه ها رنگين شد

 وز عطر اقاقيا هوا سنگين شد

در نغمه هر چلچله پيغامي هست

كاي خفته روزگار فروردين شد.

آغاز سال 1387 هجري خورشيدي و 2708 كردي رااز صميم قلبم به تمامي آريائيان تبريك ميگويم.

عمرتان بادا دراز و روزهايتان سرشار از پيروزي.

+ نوشته شده در  86/12/28ساعت 15  توسط نگارنده  | 

بايزيد بسطامي مي فرمايد :

يا چنان باش كه هستي

 يا چنان باش كه مي نمايي

+ نوشته شده در  86/12/28ساعت 15  توسط نگارنده  | 

اهل کتاب و مطالعه دکتر عبدالکریم سروش را به خوبی می شناسند. نویسنده ، محقق و اندیشمندی که تاءثیرش برجریان روشنفکری معاصر ایران بسیار بیش از آن است که نادیده گرفته شود. دکتر سروش تسلط بی چون و چرایی بر علوم اسلامی ، تاریخ ادیان ، ادبیات و فلسفه به صورت عام و خاص دارد. در جایی خوانده ام که یک نفر آیت الله مطهری را به اقیانوسی تشبیه کرده بود که یک بند انگشت عمق دارد و من دکتر سروش را اقیانوسی از علم ودانش میدانم که ژرفایش را پایانی نیست ، ایشان مدتی قبل در مصاحبه با یک رسانه هلندی درباره رابطه قرآن و پیامبر اظهارات جالبی داشته اندکه باعث شده هجمه های متعدد علیه شان شکل گیرد و تکفیر شوند.جدای از اینکه بخواهم بگویم دکتر سروش درست گفته یا نه ، میخواهم نظر شمارا به نوع اندیشه ایشان جلب نمایم .به موضوعی که ایشان مطرح نموده اند تا به حال توجه خاصی نشده و با اظهار نظر دکتر سروش با رسانه هلندی باب بحث و مذاکره و مناظره میان تقدس گرایان و روشنفکران دینی باز شده ، ودر مراحل اولیه آیت الله جعفر سبحانی ( که اتفاقا" دفترشان در تهران همین چند روز پیش افتتاح شد) به تندی دکتر سروش را مورد عتاب و سرزنش قرار داده اند. نتیجه چه خواهد شد را نمیدانم اما مسلم است که : این رشته سر دراز دارد.

و در پایان سئوالی که ذهن مرا آزار میدهد : براستی چرا برخی مسائل را آنقدر تقدس داده اند که حتی بحث و اظهار نظر راجب به آن امکان پذیر نیست و آیا وقت آن نرسیده که خطوط قرمز را از این نزدیکی ها پاک کرد؟

 

+ نوشته شده در  86/12/27ساعت 10  توسط نگارنده  | 

كار جنون ما به تماشا كشيده است يعني تو هم بيا كه تماشاي ما كني
+ نوشته شده در  86/12/25ساعت 8  توسط نگارنده  | 

پیش اهل دلی دمی به صفا

بنشین  تا  دلت  بیاساید.

+ نوشته شده در  86/12/14ساعت 8  توسط نگارنده  | 





Powered by WebGozar