از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل ، بلبل از ین غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج رفتاری ای چرخ ! چه بد کرداری ای چرخ ! سر کین داری ای چرخ ! نه دین داری نه آئین داری ای چرخ !
از اشک همه روی زمین زیر و زیر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سرکن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ ! چه بد کرداری ای چرخ ! سر کین داری ای چرخ ! نه دین داری نه آئین داری ای چرخ !
از دست عدو ناله من از سر درد است
اندیشه هر آنکس کند از مرگ نه مرد است
جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است.
۱. تفکیک خوب است اما برای دیگران
۲. مختلط بیشتر حال میده
۳. یکی از کاربردهای ابزاری خانم ها این است که با حضورشان مانع از تعریف جوک توسط مردان با صدای بلند شوند.
۴. افزایش مرغوبیت میوه های بازار میوه و تره بار محمود ا.ن
۵. سیب زمینی فروش هلو میخورد ؟
ویک سئوال اساسی دیگر :
این طرح اختلاط را چه کسی تهیه کرده است؟
- ببین اینا رو ول کن اونا رو بگیر اگه جا نشد اونا رو ول کن دوباره اینارو بگیر ، هواکش هم نمیخواد باز باشه مگه اومدن هواخوری ، دستشوئی ها رو هم نمیخواد نظافت کنن مگه هتل باز کردیم .
- پولها چی شد رسید به جزیره ؟
- نه الان تو ترکیه است ولی بچه ها رفتن دنبالش
- ...
- ...
حیرت اول در ساعات اولیه بامداد ۲۳خرداد با شروع اعلام نتایج عجیب و باور نکردنی از انتخابات شروع شد ، به گمانم حاکمان خواستند به مردم بگویند نتیجه آن چیزی است که حکومت میخواهد و مردم فقط باید در پای صندوق های رای حضور داشته باشند تا نمایش دموکراسی را برای جهانیان برگزار کنند.
حیرت دوم دو هفته بعد از انتخابات و پس از شنیدن خطبه های نماز جمعه تهران به امامت آقای خامنه ای شکل گرفت ...
و حیرت سوم دیروز پس از اطلاع یافتن از دادگاهی که من آن را دادگاه محاکمه اصلاح طلبان می نامم به وجود آمد ، به نظرم حاکمان از نمایش این دادگاه دو منظور خاص دارند ، اول اینکه به مردم بگویند که مدعیان تقلب در انتخابات با زبان خود به سالم بودن انتخابات اعتراف میکنند و از کرده خود پشیمان هستند ، دوم اینکه اصلاح طلبان و مردمی که خواهان تغییر در وضع موجود هستند اگر بر خواسته های خود پافشاری کنند یا به زور تهدید و ارعاب باید ساکت شوندو یا در ایران جایی نخواهند داشت .
چه کسی می داند وجه تشابه داستان ضحاک و داستان امروز ملت ایران کجاست؟
سید محمد خاتمی را بسیار دوست دارم و او را قبل از اینکه یک سیاستمدار بدانم به عنوان یک شخصیت فرهنگی میشناسم ٬ کسی که در زمان وزارت او بر وزارتخانه ارشاد "ای ایران" ساخته میشود به نظر من بیش از چیز دغدغه فرهنگی دارد دغدغه ای که درزمان هشت سال ریاست جمهوری ایشان هم نمود های بسیاری داشت ٬ رئیس جمهور سابق ما آقای خاتمی دیروز با مطرح کردن بحث رفراندوم بازگشتی داشتند به خواسته ۱۰ سال پیش بخشی از جریان اصلاح طلبی ایران ٬ جریانی که حالا پس از قریب به پانزده سال فراز و نشیب واقع بین تر و قدرتمند تر به اطراف می نگرد و صد البته که خواسته امروز آن بسیار فراتر از رفراندوم است .
به این دلیل است که میگویم خاتمی مرد زمانه خود نیست.
از نظر من آقای خاتمی در مقطع کنونی که در کسوت یکی از رهبران جنبش مدنی ملت ایران قرار دارند به جای اینکه پیشرو باشند و مطالبات امروز و فردای مردم ایران را مطرح کنند مطالبات دیروز آنان را به تازگی درک کرده اند و این شایسته رهبران جنبش مدنی ایران نیست ٬ جنبش مدنی سبز ملت ایران نیاز به ایدئولوگ ها و رهبرانی دارد که با اندیشه ای نو طرحی نو در اندازند ٬ پافشاری بر خواسته های چند سال پیش ملت ایران بازگشت به قبل است چیزی که مقدور نیست و در صورت تحقق هم دیری نمیپاید.
دست مزن! چشم ببستم دو دست
راه مرو!چشم دو پایم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان مکن ...
لال شوم كور شوم كر شوم...
ليك محال است كه من خر شوم!
که مگر مردم این ملک چه خواسته اند؟
هفته دوم به افسردگی و سرخوردگی گذشت ،
که مگر ندا و شهیدان راه دموکراسی چه گفتند که پاسخش گلوله بود؟
وهفته سوم ... خدا داند.
در فرهنگ اسلامی همیشه مسلمان دارای رحم و شفقت است و نامسلمان بویی از انسانیت نبرده، اما نمیدانم چگونه است که در حالیکه بیشتر مسلمین جهان از احوال مردم ایران خبری نمیگیرند سناتور جان مک کین که مسلمان نیست و از دید مسلمین فاقد رحم و انسانیت گفته است که :
ندا با چشمان باز مرد ، شرم بر ما که زنده ایم اما چشمانمان را بسته ایم.
در پاسخ باید گفت : جناب چمران فرمایشتان کاملا" صحیح است ، خدای ناکرده ما از پشت کوه که نیامده ایم ، همه میدانند که محمود احمدی نزاد از نگاه جنابعالی یک " کاندیدای بسیار بسیار خاص " است .
با انتخاب محمود احمدي نژاد ، در چهار سال گذشته تدبير و عقلانيت از عرصه مديريت كشور رخت بربست و جاي آن را پرخاش گري و توهين گرفت و تصميمات فاقد پشتوانه كارشناسي در همه عرصه هاي مديريتي رواج پيدا كرد ، هديه احمدي نژاد به جامعه ايران تورم ، بيكاري ، ركود اقتصادي و فقر فرهنگي بود و حالا پس از چهار سال فلاكت و بدبختي مطلق مردم ايران ، احمدي نژاد چشم در چشم مردم چنان از كارنامه اش دفاع ميكند كه انگار ما در اين سرزمين نبوده ايم ، او با مخاطبانش آنچنان توهين آميز سخن ميگويد كه انگار مخاطبش را فهم و شعوري نيست.
چهار سال پيش دوستان ميگفتند كه مگر خاتمي در هشت سال رياست جمهوري اش چه كار كرد ؟ ومن گفتم خاتمي اگر هيچ كاري نكرد اين حسن را داشت كه اقداماتش منفي نبود و جامعه را از نظر فرهنگي و اقتصادي اندكي به پيش برد ، اما ما در چهار سال گذشته با اين دكتراي ترافيك ( احمدي نژاد) از يك دوربرگردان برگشتيم به همان جاي بيست و شايد سي سال قبلمان ( شايد هم كمي بيش از بيست و سي سال ) ، سخن به درازا كشيد .
از اين همه آسمان ريسمان بافتن منظورم اين بود كه تحمل رفتار و سخنان و قيافه محمود احمدي نژاد براي چهار سال را نداريد و نداريم ، همين چهار سال كافي بود تا تفاوت آدم ها با يكديگر برايمان روشن شود ، بيائيد
دست در دست هم نهيم به مهر
نگذاريم ميهنمان را كنند ويران
به خداي بزرگ قسم كه ماهم از اين مملكت سهم داريم به همان اندازه كه احمدي نژاد سهم دارد ، نگذاريم كه چهار سال ديگر هم او نماد ايران و ايراني باشد.
دريغ است ايران كه ويران شود.