تبليغاتX
شاه شمشاد قدان
خیز تا خاطر بدان ترک سمر قندی دهیم ×××کزنسیمش بوی جوی مولیان آید همی
به گمانم شما هم با من هم داستان هستید که برخی اشعار و نوشته ها با گذشت زمان صیقل میخورند و زان پس آن گونه که باید و شاید به دل می نشینند. به عنوان مثال شعر زیر از عارف قزوینی ، این ابیات را درگذشته چندین بار خوانده بودم اما دیروز حال و هوای دیگری یافتم از خواندن این شعر ، به نظرم از آن دست اشعاری است که در وقایع چند ماه گذشته کاملا" صیقل خورده است و زیبایی های نهانش به در افتاده است ، تا نظر شما چه باشد.

 از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایه گل ، بلبل از ین غصه خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج رفتاری ای چرخ ! چه بد کرداری ای چرخ ! سر کین داری ای چرخ ! نه دین داری نه آئین داری ای چرخ !

از اشک همه روی زمین زیر و زیر کن

مشتی گرت از خاک وطن هست به سرکن

غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن

اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن

چه کج رفتاری ای چرخ ! چه بد کرداری ای چرخ ! سر کین داری ای چرخ ! نه دین داری نه آئین داری ای چرخ !

از دست عدو ناله من از سر درد است

اندیشه هر آنکس کند از مرگ نه مرد است

جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است. 

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 14  توسط سردار  | 





Powered by WebGozar